جیرونلغتنامه دهخداجیرون . [ ج َ ] (اِخ ) دمشق یا دروازه ٔ دمشق که نزدیک مسجد جامع است ، یا منسوب است به جیرون شاه زیرا قلعه ٔ وی بود. (منتهی الارب ). و بشکل محله ای درآمده است .
لبادینلغتنامه دهخدالبادین . [ ل َب ْ با ] (اِخ ) جایگاهی است به دمشق به باب ِ جیرون . (معجم البلدان ).
خشوعیلغتنامه دهخداخشوعی . [ خ ُ ] (اِخ ) برکات بن شیخ ابی اسحاق ابراهیم شیخ ابوالفضل طاهربن برکات بن ابراهیم دمشقی جیرونی از محدثان است که بسال 510 هَ . ق . متولد شدو بسال 598 هَ
جسرینلغتنامه دهخداجسرین . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است به دمشق . (منتهی الارب ). از قریه های غوطه ٔ دمشق است که ابن منیر در اشعار خود از آن یاد کرده و از آنجمله است : حی الدیار علی علی
باهلیلغتنامه دهخداباهلی . [ هَِ ] (اِخ ) ابوالحکم عبیداﷲبن مظفربن عبداﷲ باهلی اندلسی المریی ، مردی فاضل و در طب و حکمت استاد بود و شعر میگفت و خوش سخن بود. موسیقی میدانست و عود م