جیادلغتنامه دهخداجیاد. (ع ص ) ج ِ جواد، بمعنی اسب تندرو و زیبا. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جواد شود. || ج ِ جَیّد، بمعنی نیکو. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِ)
جِيَادُفرهنگ واژگان قرآنتندروها(جمع جَواد(اصلش جـِیاد)اگردرمورد اسب به کار رود کنایه از این است که حیوان از دویدن بخل نمیورزد)
اجیادلغتنامه دهخدااجیاد. [ اَج ْ ] (اِخ ) کوهی است در مکه و جیاد (بدون همزه ) نیز خوانده شده و آن دو محلت است : اجیاد کبیر و اجیاد صغیر. (مراصد) : فیقال انه [ رسول اﷲ (ص ) ] اول
افاعی الرمللغتنامه دهخداافاعی الرمل . [ ] ( ) جنتها افاعی الرمل بطناً و انعمت علیها جیادالخیل . (از محیی الدین محمد شهرزوری ج 2 وفیات ص 48).
رأس الانسانلغتنامه دهخدارأس الانسان . [ رَءْ سُل ْ اِ ] (اِخ ) کوهی است به مکه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نام کوهی است در مکه در بین جیاد صغیر و ابوقبیس . (از معجم البلدان ).