جگنلغتنامه دهخداجگن . [ ج َ گ َ ] (اِ) گیاهی است باطلاقی که در صنعت کاغذسازی بکار آید. نباتی است که در آب روید و بوریا کنند. و آنرا در مازندران گرز گویند و پنبه ٔ آنرا لوئی نام
جگنفرهنگ انتشارات معین(جَ گَ) (اِ.) 1 - گیاهی است باتلاقی که دارای الیاف محکم می باشد، ژگن و گجن هم گویند. 2 - پوشال .
جگنفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (زیستشناسی) گیاهی باتلاقی که بعضی از انواع آن دارای الیاف محکم میباشد.۲. پوشال که با آن روی چیزی را بپوشانند.
جَگنCyperusواژههای مصوب فرهنگستانسردهای پُرگونه از جَگنیان، غالباً با ساقۀ سهگوش که گردهافشانی در آنها بهوسیلۀ باد انجام میشود
جگن به به جیکلغتنامه دهخداجگن به به جیک . [ ج َگ َ ب َ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان به به جیک بخش سیه چشمه ٔ شهرستان ماکو واقع در 31هزارگزی شمال خاوری سیه چشمه و 7هزارگزی شمال خاوری ار
جَگنسانانCyperalesواژههای مصوب فرهنگستانراستهای از تکلپهایها با گلهای کوچک و تخمدان دو یا سهبرچهای و تکحجرهای و تکتخمکی که یا خودبارورند یا گردهافشانی در آنها بهوسیلۀ باد انجام میشود
جگن به به جیکلغتنامه دهخداجگن به به جیک . [ ج َگ َ ب َ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان به به جیک بخش سیه چشمه ٔ شهرستان ماکو واقع در 31هزارگزی شمال خاوری سیه چشمه و 7هزارگزی شمال خاوری ار
زبالةدیکشنری عربی به فارسیجگن , ني , جنس اوراق و شکسته , اشغال , کهنه و کم ارزش , جنس بنجل , بدورانداختن , بنجل شمردن , قايق ته پهن چيني
جَگنCyperusواژههای مصوب فرهنگستانسردهای پُرگونه از جَگنیان، غالباً با ساقۀ سهگوش که گردهافشانی در آنها بهوسیلۀ باد انجام میشود