جنودلغتنامه دهخداجنود. [ ج ُ ] (ع اِ) ج ِ جُنْد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (دهار). در مثل است : اِن ّ ﷲِ جنوداً منها العسل ؛ خدای را یاریگران یا سپاههاست ، از آن جمله است ان
جنودلغتنامه دهخداجنود. [ ج ُ ] (ع اِ) ج ِ جُنْد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (دهار). در مثل است : اِن ّ ﷲِ جنوداً منها العسل ؛ خدای را یاریگران یا سپاههاست ، از آن جمله است ان
رب الجنودلغتنامه دهخدارب الجنود. [ رَب ْ بُل ْ ج ُ ] (ع اِ مرکب ) پیشوای عساکر روحانی آسمان و سردار عساکر زمین . (قاموس کتاب مقدس ).
شاپورلغتنامه دهخداشاپور. (اِخ ) الجنود. شاپوربن اردشیر. پسر اردشیربن بابک و ولی عهد اوبود و او را شاپورالجنود گفتندی از آنچ لشکردار بودو شاپور ذوالا کتاف بعد از وی بوده ست ، و ما