جَعَلْنَاهَافرهنگ واژگان قرآنآن را قرار دادیم (مؤنث) (جعل به معنای گرداندن ، قرار دادن و خلق کردن است)
جَعَلْنَاهُنَّفرهنگ واژگان قرآنآن زنان را قرار دادیم (جعل به معنای گرداندن ، قرار دادن و خلق کردن است)
لَبَسْنَافرهنگ واژگان قرآنمشتبه كرديم - پوشيده و مشكل كرديم - به اشتباه انداختيم - دچار اشتباه كرديم (در عبارت "وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَکاً لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاًَ وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم
يَلْبِسُونَفرهنگ واژگان قرآنمي پوشانند - مشتبه مي کنند - پوشيده و مشکل مي کنند- به اشتباه مي اندازند - دچار اشتباه مي کنند (در عبارت "وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَکاً لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاًَ وَل
اعجمیلغتنامه دهخدااعجمی . [ اَ ج َ می ی ] (ع ص نسبی ، اِ) یکی ِ اَعجَم . (منتهی الارب ). یک تن اعجم . یک اعجم . (یادداشت بخط مؤلف ). || گنگ . ناتوان از سخن گفتن بزبانی بیگانه نس
الحادلغتنامه دهخداالحاد. [ اِ ] (ع مص ) از حد درگذشتن در حرم (کعبه ) و میل کردن بظلم در آن ، و رعایت نکردن و هتک حرمت آن و شریک قرار دادن بخدا یاشک کردن درباره ٔ خدا و بقولی ستم
مکینلغتنامه دهخدامکین . [ م َ ] (ع ص ) جای گیر و استوار. (مهذب الاسماء) (ترجمان القرآن ). جای گیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مکان دارنده و صاحب مکان . (غیاث ) (آنندراج ) :