آبیاری جویچهایfurrow irrigationواژههای مصوب فرهنگستاننوعی آبیاری که در آن آب در داخل جویهای کوچک باریک به جریان درمیآید
جویدهلغتنامه دهخداجویده .[ ج َ دَ / دِ ] (ن مف ) نعت مفعولی از جویدن . جاویده .آنچه زیر دندان نرم و خرد شده باشد. (فرهنگ فارسی معین ). || جویده جویده گفتن ؛ ناواضح گفتن .
جوینهلغتنامه دهخداجوینه . [ ج َ / ج ُ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) آنچه از جو پزند، و بعربی کَروان خوانند.
آبیاری قطعووصلیsurge irrigationواژههای مصوب فرهنگستاننوعی آبیاری جویچهای که در آن، جریان ورودی آب به داخل جویچه براساس برنامۀ زمانبندیشده و بهصورت ماشینی قطعووصل میشود
آغیهلغتنامه دهخداآغیه . [ ی َ ] (ع اِ) جویچه که برای آبیاری بسوی کشت آرند. || بندآب . (مهذب الاسماء). ج ، اَواغی .
آبیاری ترازcontour irrigationواژههای مصوب فرهنگستانروشی در آبیاری زمینهای شیبدار که در آن جویچهها بر روی خطوط تراز کنده میشوند تا فرسایش خاک براثر آبیاری به کمترین میزان برسد
گوشهبندdike 2واژههای مصوب فرهنگستانبندهایی از پوشال یا خاک رُس که برای جلوگیری از حرکت سریع آب در جویچهها به کار رود متـ . پَته