جوکرواژهنامه آزادیکی از برگ های پاسور است که در معنای لغوی و حتی تصویری به معنای دلقک یا شیطانک(جلوه ای از ابلیس) است که اگر در تصویر کارت پاستور نیز دقت شود شباهت بسیار کمی به
ژوکرفرهنگ انتشارات معین(ژُ کِ) [ فر از انگ . ] (اِ.) 1 - از ورق های بازی که در هر دسته دو عدد وجود دارد و می توان آن را به جای هر ورق دیگر به کار برد. 2 - آن که در بین عده ای بهترین ب
حسکلغتنامه دهخداحسک . [ ح َ س َ ] (معرب ، اِ) (معرب از خسک فارسی ).بستیناج . خسک . خارخسک . (بحرالجواهر). خار مغیلان . (صراح ). ضرس العجوز. شکوهه . (حبیش تفلیسی ). خنجک . خار.
وکرلغتنامه دهخداوکر.[ وُ ک َ ] (ع اِ) ج ِ وَکْر، به معنی آشیانه ٔ مرغ . (منتهی الارب ). || ج ِ وَکْرة، به معنی آشیانه ٔمرغ . (از اقرب الموارد). رجوع به وکر و وکرة شود.
اوکارلغتنامه دهخدااوکار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ وَکر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). آشیانه ٔ مرغ . رجوع به وکر شود.