جولکیلغتنامه دهخداجولکی . [ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان جایزان بخش رامهرمز شهرستان اهواز. دشت ، گرمسیر. سکنه 80 تن . آب آن از رودخانه ٔ مارون ومحصول آن غلات ، کنجد، بزرک . شغل اها
جلکیلغتنامه دهخداجلکی . [ ج ُ ل َ ] (اِخ ) عباس بن ولید اصفهانی مکنی بابوالفضل از راویان است . وی از اصرم بن حوشب و جز او روایت کند. (از معجم البلدان ).
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) محمدبن منصوربن حسن بن محمدبن علی جولکی مکنی به ابوسعد. در زمان امیر فلک المعالی تا هنگام درگذشت ریاست جرجان داشت . وی ازابوبکر اسماعیلی
رامهرمزلغتنامه دهخدارامهرمز. [ هَُ م ُ ] (اِخ ) نام یکی از بخش های شهرستان اهواز است . این بخش در شمال خاوری شهرستان اهواز واقع و محدود است از شمال به بخش های باغ ملک و هفت گل ،از