جوزاتلغتنامه دهخداجوزات . [ ج َ ] (ع اِ) گرهها میان دو پوست درخت . (منتهی الارب ). || ج ِ جوز. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جوز شود.
جزاتلغتنامه دهخداجزات . [ ج َزْ زا ] (ع اِ) ج ِ جِزَّة، بمعنی پشم بریده وبرهم پیچیده . (از منتهی الارب ). و رجوع به جزة شود.
جواتلغتنامه دهخداجوات . [ ج ُ ] (ع اِمص ) اسم است مجاوتة را، و مجاوتة با کلمه ٔ جَوت جَوت شتر را خواندن است . (منتهی الارب ). خواندن شتر را بسوی آب با جَوت جَوت . (اقرب الموارد)
جوزابهلغتنامه دهخداجوزابه . [ ] (اِ) طعامی است که ازآرد گندم و سبزیها ترتیب دهند، بترکی اوماج گویند وملین و موافق سینه و شش و قلیل الغذا و نفاخ و مضر صاحبان ریاح و رطوبت معده است
جوزارلغتنامه دهخداجوزار. [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بویراحمد سرحدی بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان . سکنه ٔ آن 500 تن . آب آن از رودخانه ٔ کبک کیان و محصول آنجا غلات ، پشم ،
گرهلغتنامه دهخداگره . [ گ ِ رِه ْ ] (اِ) پهلوی ، گره کردی ، گری (گره ، عقد ازدواج ) ظاهراً از پارسی باستان ، گرثه . سانسکریت ، گرث (بستن ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ). معروف است ا