جوامیسلغتنامه دهخداجوامیس . [ ج َ ] (ع اِ) ج ِ جاموس . (دهار) (آنندراج ) (اقرب الموارد). رجوع به جاموس شود.
جمامیسلغتنامه دهخداجمامیس . [ ج َ ] (ع اِ) نوعی از سماروغ است . (منتهی الارب ). نوعی از قارچ . (اقرب الموارد). واحدی بر آن نیست . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
جواسیسلغتنامه دهخداجواسیس . [ ج َ ] (ع اِ) ج ِ جاسوس . (منتهی الارب ). جستجوکننده ٔ خبر برای بدی . (آنندراج ). رجوع به جاسوس شود.
جاموسلغتنامه دهخداجاموس . (معرب ، اِ) گاومیش . (منتهی الارب ). معرب گامیش که مخفف گاومیش است . در این دیار مردم این زمانه بجهت تفرقه ٔ نر و ماده ٔ نر را جاموس گویند به تعریب و ما
جمامیسلغتنامه دهخداجمامیس . [ ج َ ] (ع اِ) نوعی از سماروغ است . (منتهی الارب ). نوعی از قارچ . (اقرب الموارد). واحدی بر آن نیست . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
جواسیسلغتنامه دهخداجواسیس . [ ج َ ] (ع اِ) ج ِ جاسوس . (منتهی الارب ). جستجوکننده ٔ خبر برای بدی . (آنندراج ). رجوع به جاسوس شود.