جهانلغتنامه دهخداجهان . [ ج َ ] (اِ) عالم از زمین و کرات آسمانی . دنیا. گیتی . گیهان . عالم ظاهر. (برهان ) : بت پرستی گرفته ام همه عمراین جهان چون بت است و ما شمنیم . رودکی .خدا
ایده آلیسمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمکتبی که جهان مادی را ساخته و پرداختۀ تصور و اندیشه میداند و معتقد است که شناخت حقیقی تنها در حوزۀ تصورات بهدست میآید؛ آرمانگرایی؛ خیالپرستی.
غولدارلغتنامه دهخداغولدار. (نف مرکب ) دارنده ٔ غول .- راه یا بادیه ٔ غولدار ؛ راهی یا بادیه ای که غول داشته باشد.- || کنایه از جهان مادی و دنیا : این راه غولدار و پل هفت طاق راتا
دیرفرهنگ انتشارات معین(دَ یا دِ) [ معر. ] (اِ.) صومعه ، محل عبادت راهبان مسیحی . ؛ ~ خراب آباد کنایه از: دنیا، جهان مادی . ؛ ~ مغان معبد زردشتیان .
supernaturalدیکشنری انگلیسی به فارسیفوقالعاده، فوق العاده، خارق العاده، ماوراء طبیعی، غیر طبیعی، خارج از جهان مادی
اردلغتنامه دهخداارد. [ اَ ] (اِخ ) نام ایزدی در آئین ایرانیان باستان . در اوستا اَشی وَنگوهی و در پهلوی اَرت آمده ، کلمه ٔ ونگهو صفت است بمعنی نیک وخوب . کلمه ٔ مرکب مزبور بمعن