جنکوکلغتنامه دهخداجنکوک . [ ج َ ] (ص ) کسی را گویند که از بیماری برخاسته باشد و قوت رفتار نداشته باشد. (برهان ). رجوع به جنکلوک شود.
جنگوانلغتنامه دهخداجنگوان . [ ج َ گ َ] (اِخ ) نام شهری است درهندوستان . (برهان ) (ناظم الاطباء). شهری است بسیارولایت در هندوستان . (حدود العالم ). شهری است نزدیک رایسین و جندیری ج
جنکوکلغتنامه دهخداجنکوک . [ ج َ ] (ص ) کسی را گویند که از بیماری برخاسته باشد و قوت رفتار نداشته باشد. (برهان ). رجوع به جنکلوک شود.
جنگوانلغتنامه دهخداجنگوان . [ ج َ گ َ] (اِخ ) نام شهری است درهندوستان . (برهان ) (ناظم الاطباء). شهری است بسیارولایت در هندوستان . (حدود العالم ). شهری است نزدیک رایسین و جندیری ج