جنزلغتنامه دهخداجنز. [ ج َ ] (ع اِ) خانه ٔ گلین وکوچک . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ).
جنزلغتنامه دهخداجنز. [ ج َ ] (ع مص ) گرد آوردن . || پوشیدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || جُنِزَ جنزاً (مجهول )؛ مردن و در جنازه قرار داده شدن . (منتهی الارب )
ژنزلغتنامه دهخداژنز. [ ژُ ] (اِخ ) جُنز. اینیگو. نام معماری انگلیسی . مولد سال 1573 در اسمیت فیلد و وفات بسال 1652 م . وی ملقب به «لوپالادیو آنگله » و اصلاً اسپانیولی است .
ژنزلغتنامه دهخداژنز. [ ژُ ] (اِخ ) جُنز. ژان پل . نام ملاح و دریاداری از مردم اکس . مولد کیرک بان بسال 1747 و وفات در پاریس بسال 1792 م . وی در جنگ استقلال امریکا سمت امیرالبحر
ژنزلغتنامه دهخداژنز. [ ژُ ] (اِخ ) جُنز. ویلیام . نام مستشرق هندشناس انگلیسی . مولد لندن بسال 1746 و وفات در کلکته بسال 1794 م .
جنزرودلغتنامه دهخداجنزرود. [ ج َ ] (اِخ ) معرب گنج رود. دهی است در نیشابور. (معجم البلدان ) (مراصد).
جنزرودلغتنامه دهخداجنزرود. [ ج َ زَ ] (اِخ ) شهری است بکرمان که تا سیرجان و نیز بردسیر سه روز فاصله دارد، و در میان آن دو واقع شده است . (معجم البلدان ) (مراصد).
جنزرهلغتنامه دهخداجنزره . [ ج ُ زَ رَ ] (اِخ ) روزی است تاریخی از روزهای عرب . رجوع به معجم البلدان و مراصد شود.
جنزقلغتنامه دهخداجنزق . [ ج َ زَ ] (معرب ، اِ) گنزک . شیز. تخت سلیمان . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به گنزک شود.
جنزرودلغتنامه دهخداجنزرود. [ ج َ ] (اِخ ) معرب گنج رود. دهی است در نیشابور. (معجم البلدان ) (مراصد).
جنزرودلغتنامه دهخداجنزرود. [ ج َ زَ ] (اِخ ) شهری است بکرمان که تا سیرجان و نیز بردسیر سه روز فاصله دارد، و در میان آن دو واقع شده است . (معجم البلدان ) (مراصد).
جنزرهلغتنامه دهخداجنزره . [ ج ُ زَ رَ ] (اِخ ) روزی است تاریخی از روزهای عرب . رجوع به معجم البلدان و مراصد شود.