جندهلغتنامه دهخداجنده . [ ج ِ دَ / دِ ] (ص ) زن بدعمل . بدکاره . زن تباه کار که شغلش تبهکاریست . فاحشه . روسبی . قحبه . غر. در وجه تسمیه ٔ این کلمه حدسهای مختلف زده اند. (از فره
شِلَّتَگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی زن جنده ، زن نافرمان ، زنی که پنهان از شوهر رابطه نامشروع دارد ، زن بدکاره ، زن قواد که بین مردم قوادی میکند.
جندهلغتنامه دهخداجنده . [ ج ِ دَ / دِ ] (ص ) زن بدعمل . بدکاره . زن تباه کار که شغلش تبهکاریست . فاحشه . روسبی . قحبه . غر. در وجه تسمیه ٔ این کلمه حدسهای مختلف زده اند. (از فره