جنارهلغتنامه دهخداجناره . [ ج ِ رَ ] (اِخ ) دهی است میان استرآباد و گرگان . (معجم البلدان ) (منتهی الارب ) (آنندراج ). گروهی از دانشمندان بدان منسوبند. رجوع به معجم البلدان و الا
جنارهلغتنامه دهخداجناره . [ ج ِ رَ ] (اِخ ) دهی است میان استرآباد و گرگان . (معجم البلدان ) (منتهی الارب ) (آنندراج ). گروهی از دانشمندان بدان منسوبند. رجوع به معجم البلدان و الا
انوارلغتنامه دهخداانوار. [ اَن ْ ] (ع اِ) ج ِ نور. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء): لمعان انوار سروری در جبین او مبین گشته . (گلستان ).چراغ را که چراغی ازاو فراگی