جمهورلغتنامه دهخداجمهور. [ ج ُ ] (اِخ ) ابن مرار عجلی . سردار لشکر مسلمین در جنگ علیه سنباد مجوسی درزمان ابوجعفر منصور بود که سرانجام با ابومنصور بنای مخالفت گذاشت . ابومنصور بسا
جمهورلغتنامه دهخداجمهور. [ ج ُ] (ع اِ) ریگ توده ٔ بلند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || همه ٔ مردم . (منتهی الارب ). جل الناس و اشرافهم . (اقرب الموارد). توده . گروه . (فرهنگ ف
جمهورفرهنگ انتشارات معین(جُ) [ ع . ] (اِ.) 1 - توده ، گروه ، جماعت مردم . ج . جماهیر. 2 - معظم از هر چیزی .