6327 مدخل
compose, rally, scrape
compact
گردآمده و منظم. جمع و جور کردن= گردآوری، منظم کردن
کوچک
rally
snug
جمع و جور کردن
جمع و جور کردن لوازم زندگى.
جمع و جور کردن وسایل خانه
جمع و جور کردن – مرتب کردن – نظم دادن