جمشیدلغتنامه دهخداجمشید. [ ج َ ] (اِخ ) نام پادشاهی است معروف که او را عربان منوشلخ گویند. وی در اول جم نام داشت یعنی سلطان و پادشاه بزرگ و سبب جمشید گفتن آن شد که او سیر عالم می
جمشیدفرهنگ نامها(تلفظ: jamšid) به معنای جم درخشان یا جم شاه ؛ (در اعلام) نام یکی از پادشاهان پیشدادی و پسر تهمورث. [در ' ودا 'yama (جم) پسر خورشید و نخستین بشری است که مرگ بر ا
جمشید ماهیلغتنامه دهخداجمشید ماهی . [ ج َ ] (اِ مرکب ) جمشید ماهی گیر. کنایه از بودن آفتاب است در برج حوت . || (اِخ ) کنایه از سلیمان علیه السلام هم هست . || یونس را نیز گویند. (برهان
جمشیدونلغتنامه دهخداجمشیدون . [ ج َ ] (اِخ ) سلیمان علیه السلام را گویند در جایی که با خاتم و دیو و پری گفته شود و جمشید باشد جایی که با جام و صراحی مذکورگردد. (برهان ). رجوع به جم