جبوللغتنامه دهخداجبول . [ ج َب ْ بو ] (اِخ ) دهی است نزدیک حلب . (منتهی الارب ). قریه ٔ بزرگی است در نزدیکی ملاحه ٔ حلب و نهر بطنان در جبول جاری میشود و آن را نهرالذهب گویند، که
جبوللغتنامه دهخداجبول . [ ج َب ْ بو ] (اِخ ) دهی است نزدیک حلب . (منتهی الارب ). قریه ٔ بزرگی است در نزدیکی ملاحه ٔ حلب و نهر بطنان در جبول جاری میشود و آن را نهرالذهب گویند، که
بابلغتنامه دهخداباب . (اِخ ) نام دهی است از بخارا و آنرا بابة نیز گفته اند. (از معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ). || شهر کوچکی است در طرف وادی بطنان از اعمال حلب . از آنجا تا من
جموللغتنامه دهخداجمول . [ ج َ ] (ع ص ، اِ) گدازنده ٔ پیه . (منتهی الارب ). || زن فربه . (منتهی الارب ).