جماللغتنامه دهخداجمال . [ ج َم ْما ] (اِخ ) نام جد شرقی بن قطامی علامه است . و نام شرقی ولیدبن حصین بن جمال بن حبیب است . (لباب الانساب ).
جمال ارغونلغتنامه دهخداجمال ارغون . [ ج َ اَ ] (اِخ )برادر کوچک میرزاسلطان احمد فرزند سلطان سعید بود که با برادر خود در نواحی رامن بجنگ و ستیز برخاست و شکست خورد. رجوع به حبیب السیر چ
جمال آبادلغتنامه دهخداجمال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران واقع در 12هزارگزی شمال خاور ورامین متصل به راه نیمه شوسه ٔ سعدآباد به ورامین . موق