جلودیلغتنامه دهخداجلودی . [ ج ُ دی ْی ] (ع ص نسبی ) نسبت است به جلود ج ِ جلد. || دباغ . (ناظم الاطباء).
جلودیلغتنامه دهخداجلودی . [ ج َ ] (اِخ ) عیسی بن یزید قائد فرمانروای مصر بود. رجوع به معجم البلدان شود.
جلودیلغتنامه دهخداجلودی . [ ج َ / ج َ ل َوْ ] (اِخ ) عبدالعزیزبن یحیی بن احمدبن عیسی بصری مکنی به ابواحمد از بزرگان دانشمندان شیعی بصره بوده و در تاریخ و نجوم و اخبار و سیر دستی
جلودیلغتنامه دهخداجلودی . [ ج َ دی ْی ] (ص نسبی ) نسبت است به جَلود شهری در افریقیه . (از معجم البلدان ). رجوع به جلود شود.
جِلُوْدارگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی رئیس ، رهبر ، فرمانده ، صاحب فکر و عمل ، اندیشمند و پیشقدم ، سرلشکر
عیسیلغتنامه دهخداعیسی . [ سا ] (اِخ ) ابن یزید جلودی . از والیان حکومت عباسی . وی بسال 212 هَ . ق . نیابت ولایت مصررا به عهده داشت ، سپس از جانب مأمون عباسی والی آنجا گشت . پس
ابواحمدلغتنامه دهخداابواحمد. [ اَ اَ م َ ] (اِخ ) عبدالعزیزبن یحیی الجلودی . رجوع به جلودی عبدالعزیز... شود.