جلودلغتنامه دهخداجلود. [ ج َ / ج َل ْ وَ ] (اِخ ) دیهی است در بحر. در مراصد آمده : جلود بر وزن قبول بلده ای است در افریقیه و یا دیهی است در شام . و فیروزآبادی گوید: دهی است در ا
جِلُوْدارگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی رئیس ، رهبر ، فرمانده ، صاحب فکر و عمل ، اندیشمند و پیشقدم ، سرلشکر
جلودیلغتنامه دهخداجلودی . [ ج ُ دی ْی ] (ع ص نسبی ) نسبت است به جلود ج ِ جلد. || دباغ . (ناظم الاطباء).
جلودیلغتنامه دهخداجلودی . [ ج َ دی ْی ] (ص نسبی ) نسبت است به جَلود شهری در افریقیه . (از معجم البلدان ). رجوع به جلود شود.