جلوخانلغتنامه دهخداجلوخان . [ ج ِ ل َ ] (اِ مرکب ) زمین مسطحی که پیش در خانه ای باشد. (فرهنگ نظام ). پیشگاه خانه و میدانگاه جلو در خانه . (ناظم الاطباء).
جلوخانcurbsideواژههای مصوب فرهنگستانمسیر پیادهرو برای ورود به پایانۀ مسافری و خروج از آن در بخش زمینی
جلوانلغتنامه دهخداجلوان . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قهاب بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان . واقع در هزارگزی شمال اصفهان و سه هزارگزی جاده ٔ زینبیه . موقع جغرافیائی آن جلگه وهوای
جوخانلغتنامه دهخداجوخان . [ ج َ ] (معرب ، اِ) آنجا که خرما خشک کنند. (مهذب الاسماء). جای خرما خشک کردن .(منتهی الارب ). لغتی است بصری و بمعنی خرمن گندم و جز آن است . و ابوحاتم گو
جوخانیلغتنامه دهخداجوخانی . [ ج َ ] (ص نسبی ) منسوب به جوخان و آن به اصطلاح مردم بصره محل پشته شده ٔ خرمای چیده (خرمن خرما) است . (انساب سمعانی ). || منسوب به جَوخی ̍. رجوع به جوخ
ورجلغتنامه دهخداورج . [ وَ] (اِ) جلوخان و پیشگاه خانه . (ناظم الاطباء). || ارج . قدر و مرتبه . (از آنندراج ) (برهان ). بزرگی و بزرگواری و عظمت و شأن و شوکت و قدر و لیاقت و قیم
بَروارۀ درونیenclosed altarواژههای مصوب فرهنگستاننوعی برواره مربوط به عصر مفرغ و عصر آهن که در حیاط یا جلوخان (forecourt) مجموعهمعبدها (temple complexes) جای داشته است
مانسارلغتنامه دهخدامانسار. (اِخ ) معمار فرانسوی (1598-1666م .) وی آثار زیبایی از هنر معماری در فرانسه بوجود آورد که از آن جمله است . «هتل وریر« » بانگ دوفرانس »، جلوخان «هتل کارنا