جلوازلغتنامه دهخداجلواز. [ ج ِ ] (ع اِ)پای کار و دامن بردار. (منتهی الارب ). (ناظم الاطباء).شرطی . (اقرب الموارد). ج ، جلاوزه . (اقرب الموارد).
جوازفرهنگ مترادف و متضاداجازه، اذن، پته، پروانه، تجویز، تصدیق، رخصت، رخصتنامه، روادید، گذرنامه، گواهی، مجوز
دامن بردارلغتنامه دهخدادامن بردار. [ م َ ب َ ] (نف مرکب ) تُرتور. (منتهی الارب ). زنانی که دامن دراز ملکه یا زنان اشراف که بزمین می کشید از پس پشت بر دست داشتند تا بزمین نساید. جلواز.
ترتورلغتنامه دهخداترتور. [ ت ُ ] (ع اِ) پایکار و دامن بردار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جِلْواز. (تاج العروس ) (متن اللغة). || پیاده ٔ سلطان که بی وظیفه همراه باشد
جلبیزلغتنامه دهخداجلبیز. [ ج َ / ج ِ ] (اِ) به معنی کمند باشد و عرب مقود خوانند. (برهان ) : روا نبود به زندان و بند بسته تنم اگر نه زلفک مشکین تو بدی جلبیز. طاهر فضل (از آنندراج
شرطیلغتنامه دهخداشرطی . [ ش ُ طی ی ] (ع ص ، اِ) قراول . || موافق . || شایسته . || مطبوع . (ناظم الاطباء). || رئیس . (از یادداشت مؤلف ). || بختیار و فرخنده و نیکبخت . (ناظم الاط