جلنبرلغتنامه دهخداجلنبر. [ ج ُ ل ُ ب ُ ] (ص مرکب ) کسی که لباس کهنه ٔ پاره پاره پوشیده . شاید مخفف جل انبار است . (فرهنگ نظام ).
جلبرلغتنامه دهخداجلبر. [ ج ُ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دول بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه واقع در 35هزارگزی جنوب خاوری ارومیه و 1500گزی باختر شوسه ٔ ارومیه بمهاباد، این ده در در
جلنارلغتنامه دهخداجلنار. [ ج ُل ْ ل َ ] (معرب ، اِ) گل انار. معرب گلنار است و یکی آن جلنارة است . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
جلنارةلغتنامه دهخداجلنارة. [ ج ُل ْ ل َ رَ ] (معرب ، اِ) یکی جلنار، بمعنی گل انار. (از اقرب الموارد). رجوع به جلنار شود.
جلبرلغتنامه دهخداجلبر. [ ج ُ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دول بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه واقع در 35هزارگزی جنوب خاوری ارومیه و 1500گزی باختر شوسه ٔ ارومیه بمهاباد، این ده در در
جلنارلغتنامه دهخداجلنار. [ ج ُل ْ ل َ ] (معرب ، اِ) گل انار. معرب گلنار است و یکی آن جلنارة است . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
جلنارةلغتنامه دهخداجلنارة. [ ج ُل ْ ل َ رَ ] (معرب ، اِ) یکی جلنار، بمعنی گل انار. (از اقرب الموارد). رجوع به جلنار شود.