جلال آبادلغتنامه دهخداجلال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) از مزارع هیجروئیه بلوک زرند کرمان است . (مرآت البلدان ).
جلال آبادلغتنامه دهخداجلال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) از مزارع قدیمی بلوک زرند کرمان است . این ده 17 خانوار سکنه دارد. (مرآت البلدان ).
جلال آبادلغتنامه دهخداجلال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان تحت جلگه بخش فدیشه ٔ شهرستان نیشابور واقعدر 21هزارگزی شمال فدیشه . موقع جغرافیایی آن جلگه وهوای آن معتدل است . سکنه
جلال آباد گلستانلغتنامه دهخداجلال آباد گلستان . [ ج َ گ ُ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان نائین واقع در 18هزارگزی باختر نائین و 8هزارگزی شمال اردستان بنائین . موقع جغرافیایی آن ج
جلال آباد بزرگلغتنامه دهخداجلال آباد بزرگ . [ ج َ دِ ب ُ زُ ] (اِخ ) از توابع بلوک راور کرمان است . (از مرآت البلدان ).
جلال آباد کوچکلغتنامه دهخداجلال آباد کوچک . [ ج َ دِ چ ِ ] (اِخ ) از توابع بلوک راور کرمان است . (مرآت البلدان ).
جَلَالِفرهنگ واژگان قرآنشکوه (درمعنای کلمه جلال اعتلا و اظهار رفعت مستتر است لذا به صفاتی که همراه با دفع و منع است نیزاطلاق می شود مثل علو ، تعالي ، عظمت ، کبرياء)
جلال آباد گلستانلغتنامه دهخداجلال آباد گلستان . [ ج َ گ ُ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان نائین واقع در 18هزارگزی باختر نائین و 8هزارگزی شمال اردستان بنائین . موقع جغرافیایی آن ج
جلال آباد بزرگلغتنامه دهخداجلال آباد بزرگ . [ ج َ دِ ب ُ زُ ] (اِخ ) از توابع بلوک راور کرمان است . (از مرآت البلدان ).
جلال آباد کوچکلغتنامه دهخداجلال آباد کوچک . [ ج َ دِ چ ِ ] (اِخ ) از توابع بلوک راور کرمان است . (مرآت البلدان ).
حسن آباد سرکارلغتنامه دهخداحسن آباد سرکار. [ ح َ س َ دِ س َ ] (اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل در 6 هزارگزی شمال بنجار و یک هزارگزی مالرو جلال آباد به زابل . جلگه و گرم معتدل است