جلالت مآبلغتنامه دهخداجلالت مآب . [ ج َ ل َم َ ] (ص مرکب ) کسی که مرجعش بزرگی است . در مراسلات در خطاب به بزرگتر این لفظ را نویسند. (فرهنگ نظام ).
جلال آبادلغتنامه دهخداجلال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) از مزارع هیجروئیه بلوک زرند کرمان است . (مرآت البلدان ).
جلالت مآبلغتنامه دهخداجلالت مآب . [ ج َ ل َم َ ] (ص مرکب ) کسی که مرجعش بزرگی است . در مراسلات در خطاب به بزرگتر این لفظ را نویسند. (فرهنگ نظام ).
شهرآبادلغتنامه دهخداشهرآباد. [ ش َ ] (اِخ ) شهری بوده است در سرزمین بابل که عظمت و جلالتی داشته و شهر ابراهیم خلیل (ع ) بوده که آب فرات از اینجا جریان داشته و موضعش تاکنون معروف اس