قلیه پتیلغتنامه دهخداقلیه پتی . [ ق َل ْ ی َ / ی ِ پ َ ] (اِ مرکب ) جغور بغور. (یادداشت مؤلف ). حسرت الملوک . (یادداشت مؤلف ). قلیه پیتی ، جگر و شش و دل گوسفند و گاو و مرغ که با پ
حسرت الملوکلغتنامه دهخداحسرت الملوک . [ ح َ رَ تُل ْ م ُ ] (اِمرکب ) دلمه ٔ مونبار است و آن دلمه (طلمه ) بوده است که از قیمه ریزه ٔ گوشت و برنج پخته پر میکرده اند و نامهای دیگر آن : حس
جغوربغورفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده١. غذایی که از جگر گوسفند، گاو، یا مرغ و همچنین پیاز، روغن، سیبزمینی، و رُب تهیه میشود؛ جغور؛ حسرةالملوک.٢. (صفت) [مجاز] زشت، ناهماهنگ، و آشفته.
غیارلغتنامه دهخداغیار. (ع اِ) ج ِ غَور، بمعنی عمق و حالت چیزی که قابل فهم و حدس نیست ، مانند: اسرار و نقشه ها. (دزی ج 2 ص 230). رجوع به غَور شود.
اغوارلغتنامه دهخدااغوار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ غار، یعنی سمج که در کوه باشد یا جای نشیب در آن یا هر زمین پست هموار یا سوراخ زمین و کوه بزرگ که در آن جانور وحشی جای گیرد. (منتهی الارب