جعلان ترکلغتنامه دهخداجعلان ترک . [ ] (اِخ ) یکی از سرداران لشکر بغداد بوده است در جنگ با صاحب الزنج . رجوع به تاریخ الکامل ابن اثیر ج 7 ص 85 و 93 و 124 شود.
جعلان ترکلغتنامه دهخداجعلان ترک . [ ] (اِخ ) یکی از سرداران لشکر بغداد بوده است در جنگ با صاحب الزنج . رجوع به تاریخ الکامل ابن اثیر ج 7 ص 85 و 93 و 124 شود.
عجانسلغتنامه دهخداعجانس . [ ع َ ن ِ ] (ع اِ) گوه گردان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). جعلان . مقلوب جعانس . (اقرب الموارد).
جعللغتنامه دهخداجعل . [ ج ُ ع َ ] (ع اِ) گوگال . کشتک . گشتک . سرگین غلطان که جانوری است سیاه و پردار از نوع مغطی الجناح و دارای دو زوج بال . زوج فوقانی که در پرش حیوان مدخلیتی
صاحب الزنجلغتنامه دهخداصاحب الزنج . [ ح ِ بُزْ زَ ](اِخ ) ابن اثیر در حوادث سال 255 هَ . ق . گوید: به شوال این سال در فرات بصره مردی خروج کرد و خود را علی بن محمدبن احمدبن عیسی بن زید