جعفرلغتنامه دهخداجعفر. [ ج َ ف َ ] (اِخ ) نام دو پسر از پسران امام موسی بن جعفر (ع ) امام هفتم شیعیان اثناعشری بوده است . (از مجمل التواریخ و القصص ص 457). و نیز رجوع به حبیب ال
جعفرلغتنامه دهخداجعفر. [ ج َ ف َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ منصور عباسی (متوفی 150 هَ . ق .) امیر موصل بود و در بغداد درگذشت و نخستین کسی بود که در مقابر قریش به خاک سپرده شد.
جعفرلغتنامه دهخداجعفر. [ ج َ ف َ ] (اِخ ) (سید ...) امیرعلیشیر نوائی در تذکره گوید: پسر محمد نوربخش است و برادر شاه قاسم انوار است و طبع خوب دارد اما پدرش دعوی مهدی گری کرد و بس
جافرلغتنامه دهخداجافر. [ ف ِ ] (ع اِ) آن اشتر که از گشنی بازمانده بود. ج ، جوافر. (مهذب الاسماء). || (ص ) ناتوان شده از بسیاری لباس . (ناظم الاطباء).
جعفر عسکریلغتنامه دهخداجعفر عسکری . [ ج َ ف َ رِ ع َ ک َ ] (اِخ ) جعفر (پاشا)ابن مصطفی عبدالرحمن عسکری (1302 - 1355 هَ . ق .) یکی فرماندهان نظامی عراق بوده است .