۱. مراسم توٲم با شادی و مهمانی برای یک امر مسرتانگیز: جشن عروسی.
۲. عید: ◻︎ به سالی اندر هموار پنج جشن بُوَد / دو رسم دین عَرابی، سه رسم مُلک عجم (عنصری: ۲۰۴).
۳. شادی؛ خوشی؛ سُرور.
بزم، جشنواره، چراغانی، سور، شادی، ضیافت، عید، فستیوال، مهمانی
celebration, feast, fest _, festival, festivity, fete, fête, fiesta, function, gala, rejoicing