جستاردیکشنری فارسی به انگلیسیdisputation, dispute, essay, inquiry, issue, negotiation, query, subject, theme
جسارةلغتنامه دهخداجسارة. [ ج َ رَ ] (ع مص ) دلیری کردن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || به انجام رساندن . (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ). || گذاشتن ضراب را. (از