جستلغتنامه دهخداجست . [ ] (اِ) اسم هندی روی است که به عربی شبه نامند. (فهرست مخزن الادویه ). روح توتیا.
جستلغتنامه دهخداجست . [ ج َ ] (اِ) در جنگل شناسی به جوانه ها که روی ریشه ٔ درخت ها و درختچه ها میروید گفته میشود و آنرا ریشه جوش نیز گویند. برای تفصیل بیشتر رجوع به کتاب جنگل ش
جستلغتنامه دهخداجست . [ ج َ ] (مص مرخم ، اِمص ) جهیدن . (شرفنامه ). جهش . پریدن . (از فرهنگ فارسی معین ). جَستن : گورجست و گاوپشت و گرگ ساق و گرگ پوی تیزگوش و رنگ چشم و شیردست
ژستلغتنامه دهخداژست . [ ژِ ] (فرانسوی ، اِ) حرکت و جنبش تن عموماً و دست خصوصاً گاه سخن گفتن و اشاره . حالت و حرکت یا حرکات خاص که به دست یا سر یا تن دهند.
جثطلغتنامه دهخداجثط. [ ج َ ] (ع مص ) آبکی ریدن چندانکه بر زمین منبسط گردد. (آنندراج ): جثط بغایته ؛ آبکی رید چندان که بر زمین منبسط گردید. (منتهی الارب ).