جسامتلغتنامه دهخداجسامت . [ ج َ م َ ] (ع اِمص ) جسامة. بزرگی و کلانی و تناوری و کلفتی . (ناظم الاطباء).
جسامتلغتنامه دهخداجسامت . [ ج َ م َ ] (ع مص ) تناور شدن . (از اقرب الموارد). تناور گردیدن و کلان شدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). جَسامَة. رجوع به این کلمه شود: امراءة
bulksدیکشنری انگلیسی به فارسیگلها، حجم، توده، اکثریت، اندازه، جسم، جثه، تنه، جسامت، میزان، بصورت توده جمع کردن، انباشتن
تنومندیفرهنگ مترادف و متضاد۱. پرزوری، توانایی، زورمندی، قدرتمندی ≠ ناتوانی، کمزوری ۲. جسامت، چاقی، فربهی، قوت، نیرومندی ≠ لاغری