جزیهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمالیات سرانه که در قدیم دولتهای اسلامی از مردم غیر مسلمان که اهل کتاب بودند و در ممالک اسلامی زندگی میکردند (= اهل ذمه) میگرفتند؛ گزیت.
جزیةلغتنامه دهخداجزیة. [ ج ِزْ ی َ ] (معرب ، اِ) خراج زمین . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء). || آنچه از ذمی گیرند. (منتهی الارب ) (از متن اللغ
جزیه خانهلغتنامه دهخداجزیه خانه . [ ج ِزْ ی َ / ی ِ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) جائی که در آن باج و خراج جمع شود. || گمرک خانه . (ناظم الاطباء).
جزیه خانهلغتنامه دهخداجزیه خانه . [ ج ِزْ ی َ / ی ِ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) جائی که در آن باج و خراج جمع شود. || گمرک خانه . (ناظم الاطباء).
جزیةلغتنامه دهخداجزیة. [ ج ِزْ ی َ ] (معرب ، اِ) خراج زمین . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء). || آنچه از ذمی گیرند. (منتهی الارب ) (از متن اللغ
عوارضفرهنگ مترادف و متضاد۱. جزیه، خراج، مالیات ۲. پیامدها، عارضهها ۳. حوادث، وقایع ۴. بیماریها، ناخوشیها ۵. آفات، بلایا