جزیرهلغتنامه دهخداجزیره . [ ج َ رَ ] (ع اِ) آداک . و بدین جهت جزیره اش نامیدند که از زمین جدا و منقطع است . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). موضع خشک میان دریا. (آنندراج ). یکی
جزیره ٔ خاسکلغتنامه دهخداجزیره ٔ خاسک . [ ج َ رَ ی ِ ] (اِخ ) همان جزیره ٔ جاسک است . رجوع به کلمه ٔ مزبور و سرزمینهای خلافت شرقی ص 283 شود.
جزیره ٔ جبل طارقلغتنامه دهخداجزیره ٔ جبل طارق . [ ج َ رَ ی ِ ج َ ب َ ل ِ رِ ] (اِخ ) از جزایر اندلس . رجوع به الحلل السندسیة ج 1 ص 55 و 268 شود.
جزیره ٔ جرونلغتنامه دهخداجزیره ٔ جرون . [ ج َ رَ ی ِ ج َ ] (اِخ ) همان جزیره ٔ ارموز است . رجوع به این کلمه و جرون و کتاب سرزمینهای خلافت شرقی ص 341 شود.
جزیرهلغتنامه دهخداجزیره . [ ج َ رَ ] (ع اِ) آداک . و بدین جهت جزیره اش نامیدند که از زمین جدا و منقطع است . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). موضع خشک میان دریا. (آنندراج ). یکی
جزیره ٔ خاسکلغتنامه دهخداجزیره ٔ خاسک . [ ج َ رَ ی ِ ] (اِخ ) همان جزیره ٔ جاسک است . رجوع به کلمه ٔ مزبور و سرزمینهای خلافت شرقی ص 283 شود.
جزیره ٔ جبل طارقلغتنامه دهخداجزیره ٔ جبل طارق . [ ج َ رَ ی ِ ج َ ب َ ل ِ رِ ] (اِخ ) از جزایر اندلس . رجوع به الحلل السندسیة ج 1 ص 55 و 268 شود.
جزیره ٔ جرونلغتنامه دهخداجزیره ٔ جرون . [ ج َ رَ ی ِ ج َ ] (اِخ ) همان جزیره ٔ ارموز است . رجوع به این کلمه و جرون و کتاب سرزمینهای خلافت شرقی ص 341 شود.