جزوریلغتنامه دهخداجزوری . [ ج َ ] (ص نسبی ) منسوب است به جزور که بمعنای شتر کشتنی باشد. (از لباب الانساب ).
جزوریلغتنامه دهخداجزوری . [ ج َ ] (اِخ ) لقب قیلة دختر عامربن مالک بن مصطلق بن سعدبن خزاعه . وی از جهت بزرگ تنی ملقب به جزوری شد. او مادر اسدبن هاشم بن عبدمناف و جده ٔ مادری فرزن
جزریلغتنامه دهخداجزری . [ ج َ زَ ] (اِخ ) مبارک بن ابی الکرم محمدبن محمد ملقب به مجدالدین و مکنی به ابوالسعادات . وی از دانشمندان تاریخ و ادب و حدیث و معروف به ابن اثیر بود. رجو
جزریلغتنامه دهخداجزری . [ ج َ زَ ] (اِخ ) شیخ محمدبن محمد. او راست : طبقات القراء. و این دو کتاب است ، کبری و صغری ، اولی موسوم به «النهایة»، و دومی موسوم به «غایة النهایة» است
جزریلغتنامه دهخداجزری . [ ج َ زَ ] (اِخ ) صالح بن محمدبن عمرو، ملقب به جزرة و مکنی به ابوعلی حافظ. (از لباب الانساب ). و رجوع به جزرة شود.
جزریلغتنامه دهخداجزری . [ ج َ زَ ] (اِخ ) مبارک بن ابی الکرم محمدبن محمد ملقب به مجدالدین و مکنی به ابوالسعادات . وی از دانشمندان تاریخ و ادب و حدیث و معروف به ابن اثیر بود. رجو
جزریلغتنامه دهخداجزری . [ ج َ زَ ] (اِخ ) شیخ محمدبن محمد. او راست : طبقات القراء. و این دو کتاب است ، کبری و صغری ، اولی موسوم به «النهایة»، و دومی موسوم به «غایة النهایة» است
جزریلغتنامه دهخداجزری . [ ج َ زَ ] (اِخ ) صالح بن محمدبن عمرو، ملقب به جزرة و مکنی به ابوعلی حافظ. (از لباب الانساب ). و رجوع به جزرة شود.