جرینلغتنامه دهخداجرین . [ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای بزینه رود زنجان قدیم النسق ملکی خرده مالک از طایفه ٔ اینانلوهوایش ییلاق و زراعت آن دیمی و آبی است و از رودخانه مشروب میشود
جرینلغتنامه دهخداجرین . [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو از بخش قیدار از شهرستان زنجان . این ده در 27هزارگزی جنوب خاوری قیدار و 20هزارگزی راه مالرو عمومی قرار دارد. م
جرینلغتنامه دهخداجرین . [ ج َ ] (ع اِ) آرد و مانند آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). جُرن . (اقرب الموارد). رجوع به جرن شود. || خرم
جرینلغتنامه دهخداجرین . [ ج ُ رَ ] (اِخ ) نام موضعی است میان سواج و نیر در لعباء از اراضی نجد. (از معجم البلدان ).
جرین برینلغتنامه دهخداجرین برین . [ ] (اِخ ) از دهات شاه کوه و ساور. (از ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران ص 169).
جرین دهلغتنامه دهخداجرین ده . [ ] (اِخ ) دهی است از توابع کلارستاق واقع در ناحیه ٔ کوهستان غربی بیجیو (یجیده نو). (از ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران ص 146).
جرین برینلغتنامه دهخداجرین برین . [ ] (اِخ ) از دهات شاه کوه و ساور. (از ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران ص 169).
جرین دهلغتنامه دهخداجرین ده . [ ] (اِخ ) دهی است از توابع کلارستاق واقع در ناحیه ٔ کوهستان غربی بیجیو (یجیده نو). (از ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران ص 146).
جرینیلغتنامه دهخداجرینی . [ ج ُ رَ ] (ص نسبی ) نسبت است به جریه که بطنی از سلول است . (از انساب سمعانی ).