جریرالغتنامه دهخداجریرا. [ ج َ ] (اِخ ) از قرای مرو است که آن را کریرا می نامند. (از معجم البلدان ). و رجوع به کریرا شود.
جریرائیلغتنامه دهخداجریرائی . [ ج َ ] (اِخ ) عبدالحمیدبن حبیب از اتباع تابعان اصحاب است . وی مولای عبدالرحمان بن مغیره قرشی بود و از شعبی و مقاتل بن حیان استماع حدیث کرد و ابن المب
جریرائیلغتنامه دهخداجریرائی . [ ج َ ی ی ] (ص نسبی ) این کلمه منسوب به جریر است و آن نام قریه ای است از قرای مرو که آن را کریرا گویند. (از لباب الانساب ).
جریرائیلغتنامه دهخداجریرائی . [ ج َ ] (اِخ ) عبدالحمیدبن حبیب از اتباع تابعان اصحاب است . وی مولای عبدالرحمان بن مغیره قرشی بود و از شعبی و مقاتل بن حیان استماع حدیث کرد و ابن المب
جریرائیلغتنامه دهخداجریرائی . [ ج َ ی ی ] (ص نسبی ) این کلمه منسوب به جریر است و آن نام قریه ای است از قرای مرو که آن را کریرا گویند. (از لباب الانساب ).
عاقرلغتنامه دهخداعاقر. [ ق ِ ] (اِخ ) ریگزاری است در منازل جریرالشاعر، و بعضی گویند عاقر ریگ های بزرگ را گویند. (معجم البلدان ).
نابغه ٔ ذبیانیلغتنامه دهخدانابغه ٔ ذبیانی . [ ب ِ غ َ ی ِ ذُب ْ ] (اِخ ) از اعاظم سخنوران عرب در عهد جاهلیت است . ابوالفرج اصفهانی نام و نسب او را چنین آرد: زیادبن معاویةبن ضباب بن جناب ب
اردشیر دوملغتنامه دهخدااردشیر دوم . [ اَ دَ / دِ رِ دُوْ وُ ] (اِخ ) (ساسانی ) پادشاه ساسانی برادر شاپور ذوالاکتاف پسر هرمز. (مفاتیح ). برادر کوچک (؟) شاپور (دوم ) ذوالاکتاف (هویه سنب