جریجلغتنامه دهخداجریج . [ ] (اِخ ) اسرائیلی . و وی یهودی بود و اسلام آورد و در کتاب السیر تألیف علی بن اشعث بعنوان یکی از متروکان و متهمان ذکر او آمده است . (از الاصابة فی تمیی
ابن جریجلغتنامه دهخداابن جریج . [ اِ ن ُ ج ُ رَ ] (اِخ )ابوخالد عبدالملک بن عبدالعزیزبن جریج (80-149 یا 150 یا 151 هَ .ق .). از علمای مشهور صدر اول ، اصلاً ازغیرعرب . از موالی بنی ا
ابن جریجلغتنامه دهخداابن جریج . [ اِ ن ُ ج ُ رَ ] (اِخ )ابوخالد عبدالملک بن عبدالعزیزبن جریج (80-149 یا 150 یا 151 هَ .ق .). از علمای مشهور صدر اول ، اصلاً ازغیرعرب . از موالی بنی ا
ابوالحسنلغتنامه دهخداابوالحسن . [ اَ بُل ْ ح َ س َ ] (اِخ )علی بن عباس بن جریج . رجوع به ابن رومی علی ... شود.
طوماریلغتنامه دهخداطوماری . (اِخ ) عیسی بن محمدبن احمدبن عمربن عبدالملک بن عبدالعزیربن جریج ، مکنی به ابوعلی (262 - 360 هَ . ق .). اهل بغداد است و چون صحبت ابوالفضل بن طومار هاشمی
علیلغتنامه دهخداعلی .[ ع َ ] (اِخ ) ابن رومی ، علی بن عباس بن جریج بغدادی ، مشهور به ابن رومی و مکنی به ابوالحسن . شاعر رومی الاصل . رجوع به ابن رومی به علی بن عباس بن جریج ...