۱. روان شدن آب یا هرچیز مانند آن.
۲. (اسم) [مجاز] رویداد؛ حادثه؛ ماجرا.
۳. (اسم) [مجاز] فرایند.
۴. (اسم) [مجاز] موضوع.
۵. (اقتصاد) گردش و دستبهدست شدن پول.
〈 جریان صفرا: عبور صفرا از یاختههای کبدی به کیسۀ صفرا و مجاری صفراوی و ریختن آن در روده و جذب مجدد قسمتی از آن در خون و بازگشت آن به کبد.
روایی، روند، گذران، گردش
۱. روانی، ریزش، سیلان
۲. تداول، رواج
۳. روند
۴. حیصوبیص، خلال
۵. قضیه، ماجرا
۶. سیر، کوران
۷. گردش
action, circulation, currency, flow, flux, process, run, stream