جرگلبادلغتنامه دهخداجرگلباد. [ ] (اِخ ) جرّ در لغت فارسی جایی بریده و دریده و کنده را گویند. در زمان صفویه طایفه ٔ تراکمه از سمت گرگان و استرآباد به حوالی اشرف آمده سرقت مینمودند.
جرکلبادلغتنامه دهخداجرکلباد. [ ] (اِخ ) نام یکی از رودخانه هایی که وارد خلیج استرآباد میشود. (از ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران رابینو ص 97).
جرکلبادلغتنامه دهخداجرکلباد. [ ] (اِخ ) نام یکی از رودخانه هایی که وارد خلیج استرآباد میشود. (از ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران رابینو ص 97).
لیوانلغتنامه دهخدالیوان . [ لی ] (اِخ ) دهی از دهستان انزان بخش بندر گز شهرستان گرگان ، واقع در 9هزارگزی باختری بندر گز و 1500گزی شمال راه شوسه ٔ گرگان به مازندران . دشت ، معتدل