جرنلغتنامه دهخداجرن . [ ج َ رَ ] (ع اِ) زمین درشت و سخت . (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد) (آنندراج ). زمین درشت و آن کلمه تبدیل شده ٔ «جرل » است . (از متن اللغة). و رجوع ب
جرنلغتنامه دهخداجرن . [ ج ِ ] (ع اِ) لغتی در جرم به معنی جسم است . (از متن اللغة) (از ذیل اقرب الموارد). یقال : «القی اجرانه و شراسره اذا برک اوالقی ثقله ». (از متن اللغة). و ر
جرنلغتنامه دهخداجرن . [ ج ُ رُ ] (ع اِ) ج ِ جران ؛ پیش گردن شتر از مذبح تا منحر. (منتهی الارب ). باطن گردن شتر از مذبح تا منحر. (از متن اللغة).
جرنلغتنامه دهخداجرن .[ ج ُ ] (ع اِ) خرمنگاه . (منتهی الارب ). خرمنگاه گندم که در آن گندم درو میشود. (از متن اللغة). یا اینکه بیدر خرمنگاه گندم و جرن خرمنگاه خرماست . (از متن ال
ژرنلغتنامه دهخداژرن . [ ژِ رُ ] (اِخ ) (سابقاً: باروک ) نام قصبه ای به مجمعالجزایر فیلیپین (در جزیره ٔ لوسَن )، دارای 7805 تن سکنه .
ژرنلغتنامه دهخداژرن . [ ژِ رُ ] (اِخ ) نام شهری به اسپانیا در کاتالونی ، دارای 18000 تن سکنه و آنجا کرسی ایالت باشد.
جرن چاکلغتنامه دهخداجرن چاک . [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قاقازان بخش ضیأآباد شهرستان قزوین . این ده در هفتادهزارگزی شمال ضیأآباد و بیست وهشت هزارگزی راه شوسه قرار دارد و هوای آ
جرن چاکلغتنامه دهخداجرن چاک . [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قاقازان بخش ضیأآباد شهرستان قزوین . این ده در هفتادهزارگزی شمال ضیأآباد و بیست وهشت هزارگزی راه شوسه قرار دارد و هوای آ