25 فرهنگ

4204 مدخل


جرم

jerm

۱. ماده‌ای که بر روی سطوح رسوب می‌کند.
۲. (فیزیک) مقدار مادۀ موجود در یک جسم.
۳. شکل مادی حیوان یا چیز دیگر؛ جسم.
۴. [قدیمی] هریک از کُرات آسمانی: ◻︎ جرم ماه از اشارت جدّش / هم به دو نیم گشت، هم یک لخت (انوری: ۵۲۴).
۵. [قدیمی] ستاره.

اثم، بزه، تقصیر، جسم، جنایت، جنحه، حرج، خطا، خلاف، گناه، معصیت

body, crime, germ, guilt, guiltiness, misdeed, misdoing