جرشوملغتنامه دهخداجرشوم . [ ] (اِخ ) ارشد اولاد موسی . سفر خروج 2: 22 و 18: 3. (از قاموس کتاب مقدس ).
جرشوملغتنامه دهخداجرشوم . [ ] (اِخ ) مصحف جرشون بن لاوی است . اول تواریخ ایام 6: 16 و 17 و 15: 7. (از قاموس کتاب مقدس ).
جروملغتنامه دهخداجروم . [ ج ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ جَرم معرب گرم . (از منتهی الارب )(آنندراج ). و رجوع به جرم شود. || و به معنی زمین سخت گرم . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). و رجوع ب
جشوملغتنامه دهخداجشوم . [ ج َ ] (معرب ، اِ) معرب چشوم است . رجوع به چشوم و چشام و تشمیزج و جشمیزج و جشمیزک در همین لغت نامه شود.
جرجوملغتنامه دهخداجرجوم . [ ج ُ ] (ع اِ) کاریزه . (منتهی الارب ). کافشه . (ناظم الاطباء). عُصفُر. (متن اللغة) (اقرب الموارد). و آن به معنی گیاهی است که گوشت درشت را زرد و نرم ساز
جروملغتنامه دهخداجروم . [ ج ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ جَرم معرب گرم . (از منتهی الارب )(آنندراج ). و رجوع به جرم شود. || و به معنی زمین سخت گرم . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). و رجوع ب
جشوملغتنامه دهخداجشوم . [ ج َ ] (معرب ، اِ) معرب چشوم است . رجوع به چشوم و چشام و تشمیزج و جشمیزج و جشمیزک در همین لغت نامه شود.