جرسیلغتنامه دهخداجرسی . [ ج َ ] (ص نسبی ) این کلمه نسبت است به جرس که نام بطنی است از مزینة. (از لباب الانساب ).
جرسیلغتنامه دهخداجرسی . [ ج َ] (اِخ ) شریح بن ضمره . و او اول کسی است که صدقات مزینة را بنزد حضرت رسول (ص ) آورد. (از لباب الانساب ).
جرسیلغتنامه دهخداجرسی . [ ج ِ ] (اِخ ) پاولوس هوک قصبه ای است در جمهوری نیوجرسی و ساحل رود هودسن . (از قاموس الاعلام ترکی ج 3).
جرسیلغتنامه دهخداجرسی . [ ج ِ ] (اِخ ) نیو جرسی . یکی ازایالات ممالک متحده ٔ آمریکا. رجوع به نیوجرسی شود.
جرسیلغتنامه دهخداجرسی . [ ج ِ ] (اِخ ) یا ژرسی .جزیره ای است در دریای مانش در 25 هزارگزی مغرب ساحل فرانسه . رجوع به ژرسی و قاموس الاعلام ترکی ج 3 شود.
ژرسیلغتنامه دهخداژرسی . [ ژِ ] (اِخ ) نام بزرگترین جزیره ٔ آنگلونرماند، دارای 52000 تن سکنه و کرسی آن سنت هلیه است .
جرثیلغتنامه دهخداجرثی . [ ج ُ رَ ثی ی ] (ع اِ) نوعی از انگور. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از متن اللغة) (قاموس بنقل از ذیل اقرب الموارد).
جرسیفلغتنامه دهخداجرسیف . [ ج َ ] (اِخ ) شهری است بمغرب بین فاس و تلمسان . (از معجم البلدان ). و رجوع بقاموس الاعلام ترکی شود.
جرسیفلغتنامه دهخداجرسیف . [ ج َ ] (اِخ ) شهری است بمغرب بین فاس و تلمسان . (از معجم البلدان ). و رجوع بقاموس الاعلام ترکی شود.
عزفلغتنامه دهخداعزف . [ ع َ ] (ع اِ) آواز پری ، و آن جرسی است که شبانه در صحراها شنیده میشود. (از منتهی الارب ). صوت جن . (اقرب الموارد).- عزف الریاح ؛ آوازهای باد. (منتهی الا