جرجینلغتنامه دهخداجرجین . [ ج ُ ] (اِخ ) نام موضعی به بطیحه بین بصره و واسط که راهی صعب العبور دارد. رجوع به معجم البلدان ذیل همین کلمه شود.
جرجینلغتنامه دهخداجرجین . [ ج ُ ](اِخ ) ابن میلاذجرد. کسی است که قریه ٔ جرجینجرد را بناکرده و بنام خود نامیده است . (از تاریخ قم ص 85).
جرجینجردلغتنامه دهخداجرجینجرد. [ ] (اِخ ) از رستاق ساوه طِسوج فیستین . (از تاریخ قم ص 114). در صفحه ٔ 140 کتاب فوق «حرحینجرد»، از دیه های ساوه آمده و در صفحه ٔ 114 ذیل رستاق ساوه بص
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن علی بن محمد مکنی به ابوسعد. بر مذهب شافعی فقه می آموخت . وی از ابوبکر اسماعیلی روایت کرد و بسال 401 هَ . ق . درگذشت . (از
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن محمدبن جعفربن احمدبن سعید. راوی بود. رجوع به تاریخ جرجان تألیف ابوالقاسم سهمی ص 217 شود.
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن محمدبن حسن بن ابنة ابوبکر اسماعیلی مکنی به ابوعمر. راوی بود و از جد خود امام ابوبکر اسماعیلی و ابومحمد احمدبن عدی و پدر او
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن محمدبن حسین مکنی به ابوالقاسم خیمی . راوی بود و چند سالی در مکه مجاور شد و بسال 405 هَ . ق . در آنجا درگذشت . وی از ابوبکر
جرجینجردلغتنامه دهخداجرجینجرد. [ ] (اِخ ) از رستاق ساوه طِسوج فیستین . (از تاریخ قم ص 114). در صفحه ٔ 140 کتاب فوق «حرحینجرد»، از دیه های ساوه آمده و در صفحه ٔ 114 ذیل رستاق ساوه بص
زرجردلغتنامه دهخدازرجرد. [ زَ ج ِ ] (اِخ ) این دیه بنام زربن هرمزبن اذان بن جرجین بنا گردیده است . (تاریخ قم ص 86).
هتفادقینلغتنامه دهخداهتفادقین . [ ] (اِخ ) یکی از روستاهای قم بوده که فادقین بن جرجین بن میلاذ آن را بنا کرده است . (از تاریخ قم ص 85).
هرمزفنهابادلغتنامه دهخداهرمزفنهاباد. [ هَُ م ُ ف َن ْ ن َ ] (اِخ ) این ده را به نام هرمز فنةبن جرجین بن میلادبن جرجین نام کرده اند. (تاریخ قم ص 86). این نام در مآخذ جغرافیایی متأخر دی
ساوهلغتنامه دهخداساوه . [ وَ ] (اِخ ) شهر قدیم مرکز شهرستان ساوه است . این شهر در 50 درجه و 18 دقیقه ٔ طول شرقی گرینویچ و 35 درجه و یک دقیقه ٔ عرض شمالی در ارتفاع 960 متر در 140