جرجارلغتنامه دهخداجرجار. [ ج َ ] (ع اِ) گیاهی خوشبوی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). نباتی است خوشبوی . (اقرب الموارد). نباتی است . (مهذب الاسماء نسخه
جرجارةلغتنامه دهخداجرجارة. [ ج َ رَ ] (ع اِ) آسیا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة).
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن علی بن محمد مکنی به ابوسعد. بر مذهب شافعی فقه می آموخت . وی از ابوبکر اسماعیلی روایت کرد و بسال 401 هَ . ق . درگذشت . (از
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن محمدبن جعفربن احمدبن سعید. راوی بود. رجوع به تاریخ جرجان تألیف ابوالقاسم سهمی ص 217 شود.
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن محمدبن حسن بن ابنة ابوبکر اسماعیلی مکنی به ابوعمر. راوی بود و از جد خود امام ابوبکر اسماعیلی و ابومحمد احمدبن عدی و پدر او
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن محمدبن حسین مکنی به ابوالقاسم خیمی . راوی بود و چند سالی در مکه مجاور شد و بسال 405 هَ . ق . در آنجا درگذشت . وی از ابوبکر
جرجارةلغتنامه دهخداجرجارة. [ ج َ رَ ] (ع اِ) آسیا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة).
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن علی بن محمد مکنی به ابوسعد. بر مذهب شافعی فقه می آموخت . وی از ابوبکر اسماعیلی روایت کرد و بسال 401 هَ . ق . درگذشت . (از
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن محمدبن جعفربن احمدبن سعید. راوی بود. رجوع به تاریخ جرجان تألیف ابوالقاسم سهمی ص 217 شود.
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن محمدبن حسن بن ابنة ابوبکر اسماعیلی مکنی به ابوعمر. راوی بود و از جد خود امام ابوبکر اسماعیلی و ابومحمد احمدبن عدی و پدر او
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن محمدبن حسین مکنی به ابوالقاسم خیمی . راوی بود و چند سالی در مکه مجاور شد و بسال 405 هَ . ق . در آنجا درگذشت . وی از ابوبکر