دفتر گلچینscrapbookواژههای مصوب فرهنگستاندفتری برای چسباندن بریدة جراید یا تصاویر بهمنظور جمعآوری و نگهداری
جریدهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [جمع: جراید] روزنامه؛ مجله.۲. [جمع: جراید] [قدیمی] کتاب؛ صحیفه؛ دفتر.۳. [قدیمی] دفتر ثبت مسائل مالی لشکر و حکومت: ◻︎ عرض با جریده به نزدیک شاه / بیامد، بیاور