جرائملغتنامه دهخداجرائم . [ ج َ ءِ ] (ع اِ) ج ِ جَریمَة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ جریمه ؛ گناه ها و خطاها. (آنندراج ). به معنی گناهها و خطاها و این جمع جریمه است که به
جرامزلغتنامه دهخداجرامز. [ ج َ م ِ ] (ع اِ) دست و پاهای وحشی و بدن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال : ضم الثور جرامزه ؛ ای قوائمه . (اقرب الم
جرامضلغتنامه دهخداجرامض . [ ج ُ م ِ ] (ع ص ) گران جسم . سست . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ذیل اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). گران جان . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). || بسیارخوار شکم
جراهملغتنامه دهخداجراهم . [ ج ُ هَِ ] (ع ص ، اِ) اسد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). شیر بیشه . (ناظم الاطباء) (از قطر المحیط) (آنندراج ). || کوه بزرگ . (منتهی الارب ) (ناظم الاط
جرایملغتنامه دهخداجرایم . [ ج َ ی ِ ] (ع اِ) جرائم . ج ِ جریمة، به معنی گناه . (از منتهی الارب ). رجوع به جرائم و جریمه شود : منصور چون او را بشناخت از سر جرایم معهوده ٔ او درگذش
نرخ مختومگیclearance rateواژههای مصوب فرهنگستانسنجهای مرسوم در ارزیابی کارآمدی تحقیقات پلیس که از نسبت تعداد جرائم گزارششده یا کشفشده به جرائمی که ازطریق دستگیری یا دیگر روشها منتفی شده است به دست میآید